دعــــ ـای عشــــــ ـق بــخـــوان... !
ایـــن روزهــ ـا دلـــها تشــنه تــرند تـــا زمیــــن ...
خـــدایـــــــ ـا...
کمــــی عشــــــ ـق ببــــار ... !
برچسب: نویسنده: ابوالفضل دادخواه تاريخ: چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت: 16:38
همدلی را قـــــ ـاب کرد ...
ساکنان شهر غــــ ـم را ...
خــــ ـواب کرد...
کـــ ـاش می شد ...
نـــــ ـور چشمان تــــ ـو را...
جانشین تابش مهتـــــ ـاب کرد..
برچسب: نویسنده: ابوالفضل دادخواه تاريخ: چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت: 16:38
حتی اگر حرفی نبود
شمارهام را بگیر و فقط بخند
وقتی می خندی زمان می ایستد
و در زیر پوستم انگار پرنده ایست
که برای رهایی پرپر می زند
برچسب: نویسنده: ابوالفضل دادخواه تاريخ: چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت: 16:38
مهم نیست که آخرین زلزله زندگی ات چند ریشتر بود
مهم نیست که در آن زلزله چه چیزهایی از دست دادی
مهم این است که دوباره از نو بسازی :
جهانت را
زندگی ات را
باورت را
مهم شروع دوباره است
برچسب: نویسنده: ابوالفضل دادخواه تاريخ: چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت: 16:38
گاهی برای از تو نوشتن کم می آورم
باور کن
تمامی این شعرها بهانه است
تنها میخواستم بگویم : دلم برایت تنگ شده
برچسب: نویسنده: ابوالفضل دادخواه تاريخ: چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت: 16:38
ميان تمام نداشتن ها دوستت دارم
شانس ديدنت را هر روز ندارم ولي دوستت دارم
وقتي دلم هوايت را ميكندحق شنيدن صدايت را ندارم ولي دوستت دارم
وقتهايي كه روحم درد دارد و ميشكند شانه هايت را براي گريستن كم دارم ولي دوستت دارم
وقت دلتنگي هايم آغوشت را براي آرام شدن ندارم ولي دوستت دارم
آري همه وجودمي ولي هيچ جاي زندگيم ندارمت
و ميان تمام نداشتن ها باز هم با تمام وجودم دوستت دارم …
برچسب: نویسنده: ابوالفضل دادخواه تاريخ: چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت: 16:38